تبليغاتX
گاماس
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 19:52  توسط محسن  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 22:45  توسط محسن  | 

 

 سياسی

 

- در یک اقدام زشت و زننده صورت گرفت: پوشاندن پرچم های کشورهای دیگر بر تن حیوانات

 

 

 

 -  عکس های بیشتر در سایت بازتاب

  درست مثل بچه هایی می مونن که از سر بغض و کینه به فحاشی دیگران می پردازن و این دقیقا همون هدفیه که غربیا دنبالشن و به لطف بی خردی بعضیا اونا به هدفاشون می رسن

 

 

 - مدرس اخلاق دولت احمدی نژاد در لوس آنجلس: اصلاح طلبان منافقند!/ جمهوري، شرک است (انتخاب)

 

 - پژوهشگر برگزيده سال از تدريس در دانشگاه علامه منع شد (اعتماد ملی)

 

 - اصولگرايى و «بازگشت به اصل» (شرق)

 

 - محسن آرمین: هنر ديپلماسي خارجي اين است كه حقوق ملي را توامان و در كنار هم استيفا كنيم (ایسنا)

 

 - دو چراي ساده - مسعود بهنود (روز)

 

 - مرداني که جهاني فکر نمي کنند (روز)

 - تأييد رسمى سفر هيأت ايرانى به روسيه براى مذاكرات اتمى (دویچه وله)

 

 - ازسرگيرى پردازش اورانيوم در ايران (دويچه وله)

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 18:21  توسط محسن  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1384ساعت 19:36  توسط محسن  | 

 

 سياسی

 

 - مهر و موم تأسيسات اتمى ايران برچيده شد (دویچه وله)

 

 - اعتراض کانون نويسندگان به محدوديت هاي جديد (روز)

 

 - وقتي مرزها گم بشود وآب سربالا برود برخي مداح مي شوند ....و چنين تحليل مي كنند :

 حاج منصور ارضي :علت سفر هاشمي به " قم "اعلام مرجعيت خودش بود كه با هوشياري مراجع ناكام ماند (انتخاب)

 

 - بخش کوچکي از روحانيت همراه انقلاب بود (روز)

 

 - يك سرمايه اجتماعي به نام احمدي نژاد (خدمت)   البته ایشون سرمایه فرهنگی، هنری، ...، اقتصادی،معنوی و ... هم هستند ولی تازه دارن کشف می شن

 

  

 (نیک آهنگ کوثر)

 

 - افروغ: انقلابي بزرگ را به دست چهار تا سياستمدار داده‌‏ايم كه جهاني فكر نمي‌‏كنند (ایلنا)

 

 

 ورزشی

 

 - اعتراض به چاپ كاريكاتور فوتباليست‌ها در روزنامه‌‌ى تاگس اشپيگل آلمان (دویچه وله)

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384ساعت 23:26  توسط محسن  | 

 

 فردا که بهار آید آزاد و رها هستی ...

 پس چرا بهار نمی آید؟

 

یکی از بحث هایی که همیشه بین مردم مطرح بوده اینه که چه نوع حکومتی به دردمون می خوره ؟ و معمولا هممون از حکومت فعلی ناراضی هستیم و به دنبال جایگزینی براش می گردیم و پیشنهادهایی هم مطرح می کنیم. برای مثال در وضعیت فعلی بعضیا به ذکر خیر حکومت قبلی می پردازن (اکثرا هم جوونایی هستن که اصلا حکومت قبلی رو تجربه نکردن!) بعضی دیگه آرزوی اینو دارن که کشورای خارجی عنان حکومت رو در دست بگیرن و برخی هم چشم انتظار حکومت مهدی اند و ...

اما در کنار این موضوع که چه نوع حکومتی مناسب ماست بحث ریشه ای تر و مهم تری مطرحه:

 

« ... اگر بپذيريم كه دشوارى اساسى ايران و ايرانيان جدال ميان سنت و مدرنيت، بومى گرايى و غرب زدگى، يا ديندارى و بى دينى نبوده و نيست، بلكه «انحصار» كليت جامعه توسط دولت هاى اقتدارگرا است، آن وقت چاره اى جز اين نمى ماند كه معادله وحشتناك قدرتى را كه ميان دولت و حوزه هاى عمومى جامعه برقرار است، عوض كنيم و به جاى ديدن جامعه ايران از چشم دولت، ساخت دولتى را از نگاه تقويت و توسعه نهادهاى حوزه عمومى تعريف كنيم. به سخن ديگر، توسعه، سعادتمندى و آزادى ايران و ايرانيان در گرو نهادهاى مدنى و مستقل از دولت است. اوضاع بحرانى كنونى را بايست در ارتباط مستقيم با تلاش قدرت و نهادهاى دولت در محدودكردن و يا از بين بردن نهادهاى حوزه عمومى بررسى كرد. اگر دولت توسط سانسور، مجازات حقوقى و جزايى، فشارهاى اقتصادى و سياسى، و... نهادهاى مطبوعاتى را تضعيف كند و آنها نتوانند به عنوان صداى آزاد ايرانيان عمل كنند و عملاً ابزار دست دولت شوند، يكى از مهمترين نهادهاى مدنى جامعه نخواهد توانست به عنوان وجدان شهروندان مراقب ظلم و فساد نهادهاى قدرت باشد. اين امر درباره احزاب مستقل، اتحاديه ها و اصناف غيردولتى، دانشگاه ها و ديگر نهادهاى فرهنگى نيز صادق است.

بنابراين دشمن اصلى سعادتمندى ايران و ايرانيان دولت اقتدارگر و اصرار آن در ظلم  نسبت به نهادهاى مدنى و دموكراتيك است. بحث هايى كه حول ماهيت دولت در ايران در گرفته اغلب با تاكيد يك جانبه بر فلسفه سياسى به مسئله اصلى و اساسى جامعه كه توسعه و گسترش نهادهاى حوزه عمومى است بهاى لازم را نمى دهند. اين بحث كه راه حل جامعه كنونى ايران جمهوريخواهى، سكولاريسم، بازگشت به پادشاهى يا مشروطه خواهى است به خودى خود گرهى از مشكلات جامعه نمى گشايد. كليت مدل «دولت مدرن جوامع پيرامونى» بايستى نقد و به عنوان مظهر خشونت، ظلم و بى  مديريتى كنار گذاشته شود. اين كه اين مدل به شكل دينى يا سكولار، جمهورى يا پادشاهى باشد اصل موضوع را تغيير نداده و نخواهد داد. بايستى قبول كرد كه معضل اساسى در ايران معاصر جدال ميان نظام جمهورى و پادشاهى، دولت دينى و سكولار نبوده و حتى امروز نيز نيست. بايستى روشن و بدون اما و اگر قبول كنيم كه مشكل اساسى ما دشمنان دموكراسى اند همچنان كه همواره در طول تلريخ معاصر چنين بوده است. برخلاف تصور آنها كه مردم ستمديده ايران و يا فرهنگ ايرانى را عامل دشوارى هاى جامعه مى دانند، اين دولت مدرن اقتدارگر و عطش آن در انحصارى كردن كليت جامعه است كه عملاً جامعه را به بحران كنونى رسانده است. حال اگر قبول كنيم كه «دولت مدرن» در جوامع پيرامونى (و به خصوص در ايران) ساختارى اقتدارگرايانه و كاركردى ضددموكراتيك دارد بايد ديد كه مدل  هاى دموكراتيك چه تجربه هايى داشته اند و چگونه در جوامع پيرامونى شكل گرفته اند. تجربه موفق و دموكراتيك در جوامع پيرامونى تجربه «هند» است. توجه به بحث ها و گفت و گوهايى كه ميان روشنفكران و سياستمداران هند در خصوص ساختن جامعه بعد از استقلال درگرفت، دنيايى بسيار عميق و پر از ايده هاى خلاق (Imaginative)، اميدواركننده و دموكراتيك در مقابل ما قرار مى  دهد. سه متفكر و سياستمدار مهم هند، گاندى، تاگور و نهرو هركدام به شكلى تازه و هنرمندانه درباره مسائل سياسى و فرهنگى جامعه جديد به بحث و گفت و گو نشستند و در فرايندى بسيار انسانى از طريق شنيدن يكديگر و حتى نقد خود بدون تسليم شدن در برابر ارزش ها و اعتقادات جامعه هند، پروژه سياسى دموكراتيكى را طراحى كردند كه البته با زحمات بسيار به تحقق درآمد. اصلى ترين پرسشى كه ذهن نهرو را به خود مشغول مى   كرد اين بود كه دولت هند (در جامعه پراكنده و متكثر اين كشور) چگونه مى تواند به توسعه حوزه عمومى كمك كند. او با نوشتن كتاب Discovery of India به اين پرسش پاسخ گفت كه چگونه مى توان روايتى مشترك از تاريخ و هويت هند به دست داد و نوعى ارزش ها و معيارهاى فرهنگى مشترك را در كشورى با تفاوت هاى جدى زبانى، دينى و مليتى بازشناخت؛ روايت مشتركى كه به گفته نهرو بتواند حوزه عمومى هند را به گونه اى دموكراتيك تعريف كند. براى نظريه پردازى دولت جديد هند بحث هاى مهم فكرى ميان تاگور و به خصوص نهرو و گاندى درگرفت و از مسائل مهمى مانند رابطه سنت هاى هندى و مدرنيته، نقش دين و رابطه آن با سياست، ميزان دخالت دولت در اقتصاد، جايگاه سياسى هند در سطح بين الملل و... گفت  وگو به ميان آمد. گاندى فردى مذهبى و نهرو روشنفكرى اخلاقى اما غيرمذهبى بود. تاگور اعتقاد به نقش «فرد» در سياست داشت و تا حد زيادى با گاندى و عقايدش مخالف بود. اما اين سه متفكر، همگى در اين موضوع توافق داشتند كه بايستى نوعى تعادل و همه جانبه گرى در پاسخ به اين پرسش هاى اساسى مدنظر باشد. گاندى مردى اخلاقى، منتقد مدرنيته غربى و معتقد به راه حل بومى بود. نهرو روشنفكرى عميق بود و از تاريخ اروپا و انديشه سياسى آن به خوبى اطلاع داشت و با وجودى كه تاريخ هند را به صورت جدى مطالعه كرده بود اما توجه به تاريخ پيدايش دموكراسى در اروپا را امرى مهم در شناخت و روايت تاريخ هند مى دانست. در بحث هايى كه ميان متفكرين و سياستمداران هندى درگرفت و دولت و جامعه هند را متاثر كرد و دموكراسى را در هند به وجود آورد، هم نظرات گاندى و بنيان هاى اخلاقى و انسانى وى نقش داشت (عدم اصرار بر غرب محورى)، هم بحث هاى نهرو درباره اهميت حوزه عمومى، نقش دولت و مسائل بين المللى قابل مشاهده است. مسئله اساسى در هند ساختن دولت مركزى نبود، بلكه توسعه حوزه عمومى و حفظ آن با توجه به ارزش هاى متفاوت زبانى و قومى بود. هرچند پيدايش دموكراسى در هند بدون حصول شرايط اقتصادى - اجتماعى و وجود نهادهاى مدنى ناممكن بود، با اين وجود مرورى بر بحث هاى روشنفكران و سياستمداران اين كشور نشان مى دهد كه آنها نيز دلشوره شان توسعه و گسترش دموكراسى و تاكيد بر نهادهايى بود كه سبب حفظ آن مى شود.»              (علی میرسپاسی – ويژه نامه دولت مدرن روزنامه شرق آذر 84)

 

   بنابراین مشکل اصلی جامعه ما انحصار کلیت جامعه توسط دولت اقتدارگراست. حال فرقی نمی کنه این دولت اقتدارگرا دولتی دیکتاتور باشه، سکولار باشه یا جمهوری اسلامی باشه. فرقی نمی کنه رییس جمهورش از فیلتر شورای نگهبان گذشته باشه یا بدون هیچ محدودیتی و با حضور کاندیدای "هم جنس بازها" انتخاب شده باشه. و به قول دکتر سروش ما از دموکراسی فقط انتخاباتشو فهمیدیم (که تازه توی همونش هم موندیم) و می خوایم به بهترین نحو برگزارش کنیم و غافلیم از این که انتخابات ولو آزادانه اش پله اوله و تا فضا و شرایط نقد مهیا نشه، تا احزاب و NGO هایی که آزادانه بتونن فعالیت کنن حضور نداشته باشن، تا رسانه های فعال و آزاد نداشته باشیم دموکراسی معنا و مفهومی نداره. ما وقتی می خوایم در این راه قدمی برداریم و NGO تاسیس کنیم GNGO (Governmental Non Governmental Organization) درست می کنیم!

   پس برای اینکه بهار بیاد باید بذرشو بکاریم و اون هم چیزی نیست جز توسعه نهادهای مدنی و ایجاد فضای نقد. حتما می گید نمی ذارن!

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم بهمن 1384ساعت 3:10  توسط محسن  | 

 

 سياسی

 

 - بازگشت به عقب در بيست و هفتمين سالگرد انقلاب:

   در بيست وهفتمين سالگرد انقلاب رهبران جمهورى اسلامى به شركت گسترده مردم در مراسم اين روز چشم دوخته‌اند. حضور مردم در راهپيمايى فردا براى آنها به معناى حمايت از سياست‌هاى دولتى است كه بازگشت به شعارهاى دوران اول انقلاب اسلامى را وجه مشخصه خود كرده. اما آيا با گذشت ۲۷ سال از آنزمان و تحولات تعيين كننده‌اى كه درعرصه بين‌المللى و داخلى صورت گرفته، بازگشت به آن سالها و از سرگرفتن دوباره راه رفته شده امكانپذير است و ادامه اين سياست به كجا می‌رسد؟ صداى آلمان با تنى چند از چهره‌هايى كه در آن دوران دستى بر آتش داشتند گفتگويى داشته. ادامه ...

 

 - رئيس انجمن كليميان تهران در نامه  ای به احمدی نژاد : «هولوكاست» افسانه نيست، همانطور كه كشتار مردم صبرا و شتيلا به وسيله آدمكشان شارون افسانه نيست (انتخاب)

 

 - واکنش مسعود بهنود به خبر «کیهان» (انتخاب)

 

 - آيت‌الله مصباح يزدي: اكنون تحريف سخنان امام آسان‌تر است (بازتاب)

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم بهمن 1384ساعت 2:9  توسط محسن  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم بهمن 1384ساعت 22:0  توسط محسن  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم بهمن 1384ساعت 18:55  توسط محسن  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم بهمن 1384ساعت 20:48  توسط محسن  | 

 مراد فرهاد پور، ویژه نامه دولت مدرن، روزنامه شرق، آذر 84

 

     ... اگر از احتمال وقوع رخداد انقلابی، گسست پیوستار تاریخی و حرکت به ورای سرمایه داری صرف نظر کنیم آنگاه می توان آینده را در قالب سه گزینه «پیشگویی» کرد:

 

1-      ادامه سیاست های دولت قبلی و تداوم فرآیند توسعه سرمایه دارانه با انسجام و سرعتی برابر یا پیش تر از قبل.

2-      کند کردن، مختل کردن و تحریف فرآیند توسعه که در نهایت می تواند به در جا زدن در قالب یک سرمایه داری دولتی عقب افتاده و متکی به درآمد نفتی منجر شود.

3-      دخالت عوامل و عناصر حادث و تصادفی که می تواند با توجه به حساسیت نظم جهانی و پیچیدگی کلیت اجتماعی به واسطه نوعی تاثیر دومینویی به فاجعه بینجامد.

 

     مى توان عملكرد دولت فعلى را با توجه به اين سه گزينه بررسى كرد.

     از آنجا كه حتى در «كمدى الهى» دانته نيز بخش اول و جذاب تر همان جلد اول يا كتاب دوزخ است و سه گزينه فوق نيز با بهشت، برزخ و دوزخ دانته شباهت بسيار دارند، ما نيز بحث خود را با دوزخ آغاز كرده و بيشتر نكات را در چارچوب گزينه سوم مطرح مى كنيم.

     بيش از پانزده سال پيش هنگامى كه در پى ماجراى سلمان رشدى هفت سفير اروپايى تهران را ترك كردند، آب از آب تكان نخورد زيرا در جامعه آن دوره كه همه چيز در خدمت جنگ بود قطع رابطه با جهان بيرون پيامدهاى چندانى در پى نداشت. آنچه وضعيت امروز را متفاوت مى سازد دقيقاً پيشرفت فرآيند توسعه و شكل گيرى كليت پيچيده و به هم پيوسته اى از عوامل، نهادها،  منافع و كنش ها است. امروزه با توجه به شرايط بحرانى مسئله هسته اى، اين امكان وجود دارد كه يك حادثه يا تصميم گيرى خاص به واسطه همان مكانيسم دومينويى بحرانى سراسرى را موجب شود. جنگ و تهاجم خارجى فقط يكى از اشكال ممكن تحقق اين فروپاشى است.

     عملكرد دو ماهه دولت جديد در عرصه هاى اقتصاد و سياست خارجى دلايل بسيارى براى دل نگرانى فراهم مى آورد: متزلزل ساختن بدنه مديريتى به واسطه تغييرات گسترده و انتصاب هاى ناموجه، تصميمات متناقض در ارتباط با بازار سرمايه، اظهارنظرها درباره نظام بانكى، موضع گيرى هاى در سطح بين المللى و... جملگى اين تصور را به ذهن متبادر مى كنند كه جناح پيروز در انتخابات اخير آن چنان در پى منافع كوتاه مدت خويش يا درگير محدوديت هاى ايدئولوژيك است كه حتى به منافع كلى جناح راست نيز رحم نمى كند چه رسد به منافع ملى. اولاً در وراى طرح شعارهاى تبليغاتى و كلى گويى ها در مورد عدالت، پايبندى و انسجام فكرى دولت فعلى در زمينه تحقق عدالت كاملاً مورد ترديد است.

     مضمون اصلى تبليغات رئيس جمهور فعلى در زمان انتخابات طرح اين انتقاد بود كه دولت خاتمى و اصلاح طلبان و مجلس ششم، به عوض حل مشكلات واقعى مردم، توان و سرمايه كشور را وقف پرداختن به طرح هاى نظرى روشنفكرانه اى كرده اند كه هيچ ربطى به زندگى و معاش روزمره مردم ندارد. وليكن حالا همين دولت از مردم مى خواهد تا صرفاً براى دفاع لفظى از آرمان هاى ملتى ديگر آماده بدتر شدن شرايط اقتصادى خويش شوند. اما اين آرمان گرايى خود جاى سئوال بسيار دارد.

آرمان هايى كه در نهايت چيزى نيستند جز تجلى و بيان يك آرزو كه قرار نيست براى تحقق اش هيچ اقدام عملى اى صورت گيرد، به واقع در حكم عقده هاى روانى اند نه جست وجوى آرمانى حقيقت. امروزه نه فقط سياستمداران بلكه مردم عادى نيز به خوبى واقف اند كه سنگ بزرگ علامت نزدن است. آنها مى دانند فقط كسانى مى توانند خوب صلح كنند كه خوب جنگيده اند.

     اما برزخ: هر انسانى بهشت را ترجيح مى دهد و از دوزخ هراس دارد. از اين رو حتى براى كسانى كه نمى خواهند كارگزار توسعه كاپيتاليستى باشند و حتى از آن دفاع كنند نيز ترجيح گزينه ۱ به ۲ امرى بديهى است. نمونه هاى گوناگون تاريخى كه مبين درجات گوناگونى از اقتصاد دولتى اند از عراق صدام حسين و سوريه گرفته تا كره شمالى و آلبانى جملگى نشان مى دهند كه اين نوع فرماسيون اجتماعى تا چه حد عقيم و سترون و به معناى واقعى كلمه «روح كش» است. به علاوه گذشته از تحميل نوعى تكرار بى معناى تاريخى اين گونه جوامع غالباً در نهايت زمينه ساز بروز فاجعه و تحقق همان گزينه سوم مى شوند.

     عدالت خواهى پوپوليستى دولت فعلى همراه با درآمدهاى بادآورده نفتى احتمال تحقق اين گزينه را افزايش مى دهد. امروزه حس در برزخ بودن بر همه جنبه هاى اقتصادى و سياسى و فرهنگى جامعه سايه افكنده است ولى هنوز اين اميد وجود دارد كه پويش برخاسته از رخداد دوم خرداد و ديناميسم درونى جامعه مدنى ايران ما را از اين برزخ نجات بخشد. جوان بودن نيروى انسانى و بالا بودن تحصيلات، يا به عبارت ديگر اميال و نيازهاى جوانان يكى از مولفه هايى است كه مى توان بدان اميد بست.
در جهان امروز، با نوعى فشردگى و مازاد رقابت روبه رو هستيم. همين مازاد رقابت است كه عملاً برخوردارى از رشد اقتصادى را با معجزه اقتصادى يكى مى كند. به عبارت ديگر شما يا از رشد اقتصادى دو رقمى (يا دست كم بالاى
۸ درصد) در قالب نوعى معجزه و جهش اقتصادى برخورداريد و يا بايد به درجا زدن در قالب كشورهاى «در حال توسعه» تن بسپاريد. رشد اقتصادى چهار و پنج درصدى يا حتى كمتر از آن صرفاً  به معناى تداوم عقب ماندگى و زندگى همراه با فلاكت است. سرمايه دارى دولتى صرف نظر از همه شعارها و فرجامى جز اين وضعيت و تكرار آن در پيش ندارد و چنين به نظر مى رسد كه درك دولت موجود از عدالت نيز از اين حد فراتر نمى رود. هر چند شايد فشار آرمان هاى واقعى مردمان واقعى و تجربه مدرنيته سرانجام دولتمردان فعلى را نيز به خروج از برزخ و پيگيرى سياست توسعه اقتصادى و تنش زدايى سياسى وادارد.
     و دست آخر اين كه براى مدافعان سياست راديكال نه فقط سرمايه دارى پيشرفته ليبرال دموكراتيك كه هر بهشتى بايد به نحوى ريشه اى نقد شود.

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم بهمن 1384ساعت 0:19  توسط محسن  | 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم بهمن 1384ساعت 20:56  توسط محسن  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384ساعت 21:19  توسط محسن  | 

 

 

 سیاسی

 

 - احمدی نژاد خطاب به مردم بوشهر: آیا مسئولان کار نمی کنند؟ مردم: نه . احمدی نژاد: آنچنان گوشی از آنان خواهیم پیچاند که 24 ساعته برای شما کار کنند  (بدون شرح)

 

   (فردا)

 

 

 - انتشار سند محرمانه آژانس بين‌المللى انرژى اتمى در باره ايران (دويچه وله)

 

   (نيک آهنگ کوثر)

 

 

 - ابراهيم يزدي در گفت و گو با روز: بايد با آمريکا مذاکره کنيم (روزآنلاین)

 

 - چهار مورد از شش مساله جهاني به نوعي به ايران مربوط مي شود (روزآنلاین)

 

 - يک سپاهي مسئول موسيقي کشور مي شود (روزآنلاین)

 

 - پيشنهاد تاسيس حوزه هاي علميه در دانشگاه ها (روزآنلاین)

 

- متن كامل پيش‌نويس قطعنامه اروپا درباره ايران (فردا)

 

 - سايت خدمت (سايت نزديک به احمدی نژاد) ضمن لمپن خواندن سروش به انتشار گزيده هايي از مصاحبه وی با روزآنلاين پرداخته: افاضات فوق علمي يك فيلسوف لمپن!

 

 - بهمن نيرومند: انكار هولوكاست (كشتار يهوديان) نقض حقوق بشر است (دويچه وله)

 

 - برگ هايى از مباحثه روشنفكران ايرانى در موافقت و مخالفت با ليبراليسم (شرق)

 

 - حبيب‌الله پيمان: پروژه‌هاي اصلاح و نوانديشي ديني بايد همزمان پيش روند (ايسنا)

 

 - غرويان : بيعت يعني التزام مردم به پيروي از ولي فقيه (شرق آنلاين)

 

 

  هنری

 

 -  اسامي نامزدهاي اسكار اعلام شد (انتخاب)

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384ساعت 22:5  توسط محسن  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم بهمن 1384ساعت 18:10  توسط محسن  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم بهمن 1384ساعت 23:55  توسط محسن  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم بهمن 1384ساعت 20:33  توسط محسن  | 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 19:7  توسط محسن  | 

  

    چند مدت پیش مطلبی رو با عنوان "چرا مسلمانان عقب افتاده اند" در روزآنلاین خوندم که البته بیشتر عقب افتادگی مسلمانان رو با آمار و ارقام به تصویر کشیده بود تا این که بخواد به این سوال جواب بده. با هم گوشه هایی از اون مطلب رو می خونیم و بعد در مورد جواب این سوال بحث می کنیم:

 

   « توليد ناخالص ملی ٥٧ كشور اسلامی بر روی هم زير ٢ تريليون دلار است. آمريكا به تنهايی كالا‌ها و خدماتی به ارزش ٤/١٠ ، چين ٧/٥، ژاپن ٥/٣ و آلمان ٢/١ تريليون دلار توليد می‌كنند. حتی توليد ناخالص هند حدود ٣ تريليون دلار بر آورد می‌شود.

   مسلمان‌ها ٢٢ درصد جمعيت جهان را تشكيل می‌دهند و كمتر از ٥ درصد توليد ناخالص ملی جهان به حساب آنها گذارده می‌شود. حتی آنچه نگران كننده‌تر است اين كه توليد ناخالص كشورهای اسلامی به نسبت در صد توليد ناخالص جهانی درحال كاهش است و به نظر می‌رسد كه وضعيت كشورهای عربی از ديگران بدتر باشد. مطابق با گزارش سازمان ملل در بارة توسعة كشورهای عربی نيمی از زنهای عرب بی‌سواد هستند. از هر ٥ نفر عرب يك نفر با كمتر از روزی ٢ دلار زندگی می‌كند. فقط ١ درصد از جمعيت كشورهای عربی دارای رايانه شخصی هستند و فقط نيم درصد از اينترنت استفاده می‌كنند. ١٥ درصد از نيروی كار كشورهای عربی بی‌كار هستند و به نظر می‌رسد كه تا سال ٢٠١٠ اين تعداد دو برابر شود. ميانگين نرخ رشد سرانه در آمد طی ٢٠ سال گذشته در كشورهای عربی فقط نيم در صد در سال است. اين مقدار كمترين مقدار رشد در سراسر جهان به استثنای آفريقای زيرصحرايی است.

فقير ترين كشورهای جهان شامل اتيوپی، سريلانكا، سيرالئون، افغانستان، كامبوج، سومالی، نيجريه، پاكستان و موزامبيك است. حد اقل شش فقير ترين كشور جهان كشورهايی هستند اكثريت جمعيت آنها را مسلمان‌ها تشكيل می‌دهند. نتيجه آن كه مسلمانان جهان را بايد در ميان فقيرترين فقرای جهان يافت.
   ٥٧ كشور مسلمان دارای ميانگين ١٠ دانشگاه در هر كشور هستند. در مجموع برای ٤/١ ميليارد انسان كمتر از ٦٠٠ دانشگاه وجود دارد. هند و ايالات متحده آمريكا هر كدام به ترتيب دارای ٨٤٠٧ و ٥٧٨٥ دانشگاه هستند. از ميان ٤/١ ميليارد مسلمان عبدالسلام و احمد زویل تنها کسانی هستند كه موفق به دريافت جايزه‌ی نوبل در فيزيك و شيمی شده‌اند. عبدالسلام كارهای علمی و تحقيقاتی خود را در ايتاليا و بريتانيا انجام داده بود و احمد زويل در موسسه‌ی تحقيقاتی تكنولوژی كاليفرنيا. دكتر عبدالسلام حتی در كشور خودش پاكستان به عنوان مسلمان مورد قبول عامه نيست.

   اما واقعاً كار از كجا خراب شده است؟ مسلمان‌ها فقير، بی‌سواد و ضعيف‌اند. چگونه چنين شده است؟ تشخيص دقيق بيماری از اين جهت بسيار اهميت دارد كه تجويز نسخة درست نيز به آن وابسته است. كدام يك از اين دو تشخيص درست است:

   ١ ـ مسلمان‌ها فقير، بی‌سواد و ضعيف‌اند زيرا آنها ميراث آسمانی اسلامی خود را ترك كرده‌اند. آنها بايد به گذشته واقعی يا تصوری خود بازگردند.
   ٢ ـ مسلمان‌ها فقير، بی‌سواد و ضعيف‌اند زيرا آنها با گذشت زمان خود را تغيير نداده‌اند. »

                                                                             

                                                                     ( فاروغ سلیم – روزآنلاین 15 دی 1384 )

 

   اما در مورد جواب به این سوال:

   من فکر می کنم یک جامعه برای اینکه فقیر، بی سواد و ضعيف نماند و پیشرفت کند نیاز به دو چیز دارد:

1 - قوانینی که متضمن رشد و پیشرفت جامعه باشد

2 -  اجرای این قوانین

   حال با توجه به آمار و گزارش های ذکر شده - که درست هم به نظر می رسند - اگر قبول کنیم که مسلمانان فقیر، بی سواد و ضعیف اند پس علت را باید در بر آورده نشدن یکی از دو نیاز بالا جست. اگر بخواهیم از منظر نیاز اول به قضیه نگاه کنیم خواهیم دید که قوانین  حاکم بر کشورهای اسلامی معجونی از احکام سنتی و شرعی از یک سو و قوانین مدرن از سوی دیگرند. به عنوان مثال در زمینه اقتصادی قانون مالیات و احکام خمس و زکات هر دو وجود دارند. پس اگر ضعف را در زمینه قانون بدانیم و بپذیریم که کشورهای پیشرفته - که همگی غیر مسلمانند - با کنار گذاشتن احکام سنتی و تکیه بر قوانین مدرن به اینجا رسیده اند نتیجه می گیریم که راز عقب ماندگی مسلمانان به خاطر قوانین حاکم بر جامعه آنهاست. اما احتمال دومی هم وجود دارد و آن این که مشکل دیگر مسلمانان اینست که به قوانین جامعه خود – خواه احکام شرعی باشند خواه قوانین مدرن – عمل نمی کنند کما این که در کشور خود شاهدیم که افراد نه مالیات می پردازند نه خمس و زکات.

   به نظر من علت هر دو این هاست : از طرفی قوانینی داریم که یا متعلق به جامعه عرب 1400 سال پیش است و به اقتضای زمان بروز نشده اند یا متعلق به جوامع پیشرفته که به اقتضای مکان عوض نشده اند، و قوانین در خور جوامع فعلی مسلمان تدوین نشده اند که علت هم ضعف مدیریتی و جامعه شناختی ماست. از طرفی دیگر مردمی هستیم که به همین قوانین نیز پایبند نیستیم و به نظر می رسد حتی اگر قوانین کاملا مناسب با جامعه تدوین شوند به آن ها نیز عمل نخواهیم کرد، کاری که مردم جوامع غرب بعد از رنسانس کردند و نتیجه اش را هم دیدند در این قسمت علت ضعف فرهنگی ماست.

   نظر شما چیه؟ شما هم این علل رو قبول دارید؟ چه عوامل دیگه ای رو دخیل می دونید؟ و در نهایت راهکار حل این مشکلات و کمبودهای "مدیریتی" و "فرهنگی" رو چی می دونید؟ کامنت بگذارید اگر هم طولانیه میل کنید.

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم بهمن 1384ساعت 18:10  توسط محسن  | 

  

 سیاسی

 

 - اعلام آمادگی ایران برای برقراری پرواز مستقیم به آمریکا (مهر)

 

 - تاکيد بر دخالت هدفمند بسيج درانتخابات (روزآنلاين)

 

 - نيروهاي حقيقي ولايت در راهند (خدمت)

 

 - آرمين: آیا کسانی که امروز مست از پیروزی اهدایی حزب پادگانی اینچنین با سرنوشت یک ملت بازی می کنند آن روز شهامت توبه که هیچ، شهامت ایستادگی و تکرار این مواضع ماجراجویانه را خواهند داشت؟ (خدمت)

 

 - صادق زيبا کلام: مردم سالاري ديني معني ندارد (روزآنلاين)

 

 - هشدار جدی محتشمی پور: تفکر و اندیشه مصباح یزدی باعث فروپاشی از درون نظام خواهد شد (انتخاب)

 

 - حمله ی یالثارات به آیت الله هاشمی رفسنجانی (انتخاب)

 

 - احتمال آزادي شهرام جزايري (بازتاب)

 

 - تاکيد انصار بر نقش موتلفه در"مافياي چاي" (روزآنلاين)

 

 - مشکینی:  پيروزي احمدي نژاد يك معجزه بود (خدمت)

 

 - مراسم بزرگداشت بين المللي براي حضرت علي اصغر (شرق آنلاين)

 

 - انتقاد آيت الله مشكيني از مجلس ششم (شرق آنلاين)

 

 هنری

 

 - ويژه جشنواره فیلم فجر (شرق)

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم بهمن 1384ساعت 18:6  توسط محسن  | 

 

 

 سیاسی

 

 - آسوشيتدپرس به نقل از لاريجاني: نظر ايران درباره پيشنهاد روسيه مثبت است (فارس)

 

 

 

 - دکتر عبدالکريم سروش در سمپوزيوم انديشه متحول اسلامي: اينک نوبت پرستيدن خداي مسئول است (روزآنلاين)

 

 - منتقدان هولوكاست به ايران مي‌آيند (بازتاب)

 

 - علت فيلتر شدن سايت خبري BBC فارسي اعلام شد (هموطن سلام)

 

 - محمود مارکوپولو نژاد - ابراهیم نبوی (روزآنلاين)

 

 - تازه ترين خبرهای بی بی سی را از طريق پست الکترونيک دريافت کنيد (بی بی سی)

 

 - سال ۲۰۰۵ ميلادى، سالى تراژيك براى روزنامه‌نگاران ايران (دويچه وله)

 

 - حبيب‌الله پيمان: گفت‌وگوي انتقادي و تعامل اجتماعي نيروهاي ترقي‌خواه با سنت منجر به دموكراسي مي‌شود (ايسنا)

 

 - بودجه سال 85 اثر تورمي دارد (فارس)

 

 - اسرار پشت پرده احمدی نژاد: احمدی نژاد يک رهبر محبوب است ... ! (خدمت)

 

 - تهديد ايران به از سرگيری غنى‌سازى اورانيوم (دويچه وله)

 

 

 هنری

 

 - ويژه جشنواره فیلم فجر (شرق)

 

 

 ورزشی

 

 - رضايي: ايران من را از جام جهاني حذف نکنيد (روزآنلاين)

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم بهمن 1384ساعت 14:2  توسط محسن  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم بهمن 1384ساعت 17:55  توسط محسن  | 

 

   در چند ماهه گذشته برخی سیاستمداران ایرانی، صورتی جدید از تمسک خود به مظاهر دینی را به نمایش گذاشتند. محمود احمدی نژاد، نهمين رئیس جمهوری اسلامی برای اولین بار در صحن سازمان ملل نام امام زمان را مطرح کرد. مسجد جمکران نیز بودجه ای قابل توجه از سوی دولت را نصیب خود ساخت. این در حالی است که حتی زمزمه هایی مبنی بر امضای میثاق نامه ای میان هیات دولت و امام زمان در میان اخبار شنیده شد. گرچه این خبر تکذیب شد اما بحث بر سر مهدویت همچنان ادامه دارد.

   اما در کنار همه این مباحثات که گوشه ای از فضای سیاست در ایران را رقم زده است، سخنرانی عبدالکریم سروش در پاریس که «امامت، مهدویت و مردم سالاری» را موضوع سخن خود قرار داده بود نیز خبر ساز شد. سروش در سخنرانی خود پس از اعلام این که دوره استخراج دموکراسی از اسلام به پایان رسیده تاکید می کند که اعتقاد شیعیان به ولایت و امامت و اعطای شخصیتی هم تراز با شخصیت پیامبر به امامان، خاتمیت را دچار تزلزل کرده است. سروش به نقل از اقبال می افزاید: «اگر قرار باشد یک مهدی بیاید که همان اتوریته پیامبر را داشته باشد ما از فواید خاتمیت بی بهره می مانیم» و در نهایت می پرسد: «فلذا این سوال از شیعیان باقی است که مهدویت را چگونه با اندیشه رهایی و دموکراسی می توان جمع کرد؟» این سخنان هم چنان که قابل پیش بینی بود بحث ها و مناقشات زیادی را به همراه داشت. نه تنها روحانیون سنتی و اصولگرا به انتقاد از این سخنان برخاستند که روحانیون نواندیش و چهره های اصلاح طلب هم در گوشه و کنار انتقاد را آغاز کردند. از یک سو چهره هایی همچون محمد تقی مصباح یزدی، احمد خاتمی، جعفر سبحانی و محمد سعید بهمن پور به انتقاد از سخنان این روشنفکر دینی پرداختند و از سوی دیگر چهره هایی همچون عبدالعلی بازرگانی، محمود صدری، محسن کديور و هاشم آقاجری. ... (کیان پارسا - فصلنامه مدرسه، پاییز 84)

 

 مجموعه ای از سخنان سروش و انتقادات و پاسخ های ديگران در دوبخش گردآوری شده:

 

 بخش اول: سخنرانی «تشیع و دموکراسی» و مناظرة سروش و بهمن پور دربارة آن

   - تشیع  و چالش مردم سالاری - عبدالکریم سروش

   - تأسفی به سخنان یک دوست - محمد سعید بهمن پور

   - پاسخ به نقد اول بهمن پور

   - جشن ختم دين را گرفته‌ايد، نه ختم نبوت (پاسخ به پاسخ اول سروش)

   - پاسخ به آقای بهمن‌پور - دوّم

   - خاتمیت و ولایت (پاسخ به پاسخ دوم سروش)

 

 بخش دوم: سایر انتقادات و اظهارات درباره سخنرانیِ تشیع و دموکراسی

   - این "روايت" روا نيست - احمد زيدآبادي

   - ارزش‌هاي عصر روشنگري - احمد زيدآبادي

   - آشتي تشيع و دمكراسي - احمد زيدآبادي

   - تأملی در باب ناسازگاری مردمسالاری مدرن با ولایت و مهدویت در تشیع - محمود صدری

   - کدام «تشيّع» و مردم سالاری؟ - عبدالعلى بازرگان

   - سروش با ورود به حوزه سیاست تحت لوای اندیشه، نشان داد که مشکل او حکومت دینی و اسلام ناب محمدی (ص) است - سیداحمد خاتمی

   - آقای سروش همانطور که عیار دموکراسی در ایران را 24 ساعته زیر نظر دارد، در نقد سیاست انگلیس و آمریکا هم بی تفاوت نباشد - مسعود رضایی

   - آخرین مقاله آقای سروش از نگاه انتقادی آقای بنی‌صدر در ربط دین با مردم‌سالاری - حسن رضایی

   - مهدویت و دمکراسی - ابوالقاسم فنایی

   - خاتميت و مرجعيت علمى امامان معصوم عليهم السَّلام و ديدگاه هاى آقاى دكتر سروش - جعفر سبحانی

 

   برای دانلود اینجا را کلیک کنید

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم بهمن 1384ساعت 1:20  توسط محسن  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم بهمن 1384ساعت 21:5  توسط محسن  | 

+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1384ساعت 19:19  توسط محسن  | 

 


FREE Hit Counters!