تبليغاتX
گاماس

   «...هرگز تابع قوانین بیرونی نباشید، هیچ قانون تحمیلی درست نیست. چون قوانین را مردم خلق کرده اند (مردمی که می خواهند بر شما فرمان برانند!). بله، گاه افراد روشنگری در جهان یافت می شوند: بودا، مسیح، کریشنا یا محمد. آنان به دنیا قانون نمی دهند بلکه عشقشان را ارزانی می دارند. اما دیر یا زود نظام ها جمع می شوند و قانون های هدایتی را آغاز می کنند. وقتی راهنما می رود، وقتی مردم در تاریکی قرار می گیرند، به قوانین ثابت متوسل می شوند تا از آن ها پیروی کنند.»   (اوشو)

 

   او آمد و ندا سر داد: «انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق». ندایی که خیلی زود نزد محمدیان به فراموشی سپرده شد و جای خود را به قوانین ثابتی داد که ای کاش تنها مردمِ در تاریکی فرو رفته به آن ها توسل می جستند و به همین ختم می شد. اما آن قوانین و این توسل دستمایه ی قدرت کسانی شد که ردای محمد به تن کردند و نان تقدس نام محمد را خوردند بی آنکه بویی از اخلاق محمد برده باشند!

  

   «...اگر محمد امروز،‌ در زمان ما و چون ما در ميان ما می‌زيست چه می‌کرد؟ حيرت نمی‌کرد آيا از اين بلايی که بر سر دين‌اش آورده‌اند؟ امان از فتنه‌ی تقليد!»   (داریوش میم)

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 0:44  توسط محسن  | 

  

   هفتم فروردین به همراه یکی از دوستام رفته بودم دراک. کوهیه 3000 متری چسبیده به شیراز. از دور خشک و بدون پوشش گیاهی به نظر می رسه. اما وقتی از نزدیک می بینیش - مخصوصا فروردین و اردیبهشت - خیلی متفاوته. جنگل های ارژن و بادام کوهی، جاشیر و کنگر و خیلی بوته و درختای دیگه که من نمی شناختم و از همه اینا جذابتر روی خط الراس یه دشت کوچیکه که سرتاسرشو لاله واژگون (اشک مریم) پوشونده.

    اما یه چیزی که نظرم رو جلب کرده جاده عریض و طویلیه که از کوهپایه های جنوبی کشیده شده، به روی خط الراس اومده و به سمت شرق پایین رفته. عرضش تقریبا 6 متره و حسابی زیرسازی شده و آماده آسفالته. اگه یه طول 10 کیلومتری براش در نظر بگیریم (از پایین تا خط الراس تقریبا 6 کیلومتره) میشه تخمین زد چه مساحتی از پوشش گیاهی رو از بین برده. بار قبل که اینجا اومده بودیم ماشینای جاده سازی زیادی در حال کار بودن. از کارگرا و راننده ها پرسیدیم جاده برا چیه می گفتن طرح تفریحی شهرداری شیرازه. این جاده رو کشیده تا مردم ... شیراز سوار ماشیناشون شند و بیاین از طبیعت اینجا لذت ببرن! البته میخواد به طبیعت هم لطف کنه و چند تا درخت هم بکاره (به گفته خودشون جنگل کاری کنه.) خوب اینم یه جور جلب توریسته دیگه! اما نکته جالب اینجاست که الان بعد از 9 ماه از اون ماشینا و کارگرا خبری نیست و جاده هم ناتمام رها شده (حدود 2 کیلومترش مونده تا به کوهپایه های شرقی برسه). پرس و جو که کردیم متوجه شدیم که بله آقای شهردار عوض شدن و طرح مربوط به شهردار قبلی بوده بنابراین متوقف شده! البته اینا رو به صورت لفظی شنیدم و مدرکی برا گفته آخرم ندارم (اگه کسی دلیلشو میدونه بگه چرا طرح ناتموم رها شده) اما همون طرح اولیه و احداث جاده و بعد توقفش به قدری زیر سوال هست که لازم نیست دنبال دلایل و مدارک توقفش باشیم. چه فرقی می کنه شهردار عوض شده باشه یا بودجه تموم شده باشه یا ... . مهم اینه که طبیعت تخریب شده و سوال اینجاست که این جاده اصلا چرا کشیده شده؟ نمی دونم شاید نمونه های مشابه یا خیلی بدتر از این انقدر زیاده که گفتنش چیزی رو عوض نمی کنه. فقط می مونه یه افسوس ...

 

 

 

شکوفه های بادام

 

 

جانپناه امیری و پوشش گیاهی منطقه

 

 

 

 

 

 

لاله واژگون (اشک مریم)

 

 

و این هم جاده کذایی (عکس بهتری نداشتم!)

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385ساعت 11:53  توسط محسن  | 

 


FREE Hit Counters!