که ایم و کجائیم؟
چه می گوئیم و در چه کاریم؟
پاسخی کو؟
به انتظار ِ پاسخی
عصب می کَشیم
و به لطمه یِ پژواکی
کوه وار
در هم می شکنیم. (شاملو)

که ایم و کجائیم؟
چه می گوئیم و در چه کاریم؟
پاسخی کو؟
به انتظار ِ پاسخی
عصب می کَشیم
و به لطمه یِ پژواکی
کوه وار
در هم می شکنیم. (شاملو)

http://www.mountaintracks.co.uk یه سایت مفید در زمینه کوهنوردی و توریستیه و اطلاعاتی در مورد مسیرهای صعود به قلل معروف دنیا داره که البته بیشتر صعودهاش توریستیه. اما نکته جالب نوع صعودیه که بوسیله این تورها انجام میشه. برای مثال برنامه صعود به قله ماترهورن (Matterhorn) در جولای 2006 به این صورته:
|
Climb programme The aim of the week is to enable you to make a successful and safe ascent (and descent!) of the Matterhorn. In order to do this we have to prepare you thoroughly. Weather and conditions may alter our programme but it is likely to take the following form: Day 1 Day 2 Day 3 Day 4 Day 5 Day 6 Day 7 Day 8
|
برای من که جالبه. اگه خودمون بخوایم ماترهورن رو اون هم توی جولای صعود کنیم رفت و برگشتمون از زرمات فقط یک روز طول می کشه و با 8 روز خیلی فرق می کنه. حالا نمی دونم این به تفاوت کوهنوردیه ما و اروپایی ها برمی گرده ( به عنوان مثال به دلیل این که شهرهای ما مرتفع تر از شهرهای اروپاست، ما برای رفتن به ارتفاع 5000 متر نیاز به هم هوایی نداریم در صورتی که یکی دو روز از این 8 روز به هم هوایی برای رفتن به ارتفاع 4400 اختصاص داره ) یا به تفاوت کوهنوردی توریستی و حرفه ای. اگه حالت دوم درست باشه میشه به تفاوت بین صعود تیم های ملی ایران در چند سال گذشته به 8000 های دنیا که نزدیک به 50 روز طول می کشید و توریستی محسوب می شد و صعودهای حرفه ای افرادی مثل مسنر و کوکوچکا و لافایل که بیشتر از 3 روز نمی شن پی برد. خیلی متفاوته ... نه؟
البته حالت اول هم تا حدودی صحت داره. اگه افرادی مثل 3 نفری که بالا اسم بردم رو کنار بذاریم، اروپایی ها محتاط تر از ما کوه می رن. نمونش رو میشه موقعی که به دماوند میریم و تیم های اروپایی رو می بینیم درک کنیم. یا یکی از دوستان تعریف می کرد که 2 تا کوهنورد اروپایی که تابستون قصد صعود به زردکوه رو داشتن، وقتی می خواستن از برفچال های زیر قله عبور کنن به دلیل نداشتن وسایل کافی برای کارگاه زدن منصرف شدن و برگشتن که این امر با توجه به شیب کم اون برفچال برای ما ایرانیا مسخره به نظر می رسه. به هر حال به قول یکی از بچه ها، کوهنوردی نسبیه و نمی شه به طور مطلق تعیین کرد که کدوم درست عمل می کنیم.