انتخابات پیش رو برخی رو به نوشتن واداشته. بذا ما هم یه چیزی بنویسیم تا گریزی هم شود ذهنمان را اندکی از درس و مشاغل فکری دیگر. مدتی هم بود جای حرف سیاسی اینجا خالی بود:
1) سیاست نه منطق حالیشه نه اخلاق، فقط سیاسیه!
آیت ا... طاهری اصفهانی (امام جمعه سابق و نماینده ی فعلی مردم اصفهان در مجلس خبرگان) در باب انتخابات خبرگان رهبری افاضاتی فرمودند:
"... برگزاری انتخاباتی که مانع ورود سلایق مختلف به نظام شود مشروعیت به آن نخواهد داد." به به چه نکو حرفی، خوشمان آمد.
وی بلافاصله حافظه از دستش برفت و اضافه کرد: "در حال حاضر شاهدیم افرادی می خواهند پا به عرصه حکومت بگذارند که در طول عمر خود حتی یک جلسه هم با امام (ره) نبودند (منظورشان مصباح است قاعدتا) و در واقع هیچ گونه سنخیتی با تفکرات ایشان ندارند." هر چند این سخن نیز به کام ما ضد مصباحیون خوش نشست ولی اگر نیک بنگری می یابی چه اذنی دادند آیت ا... به سلایق مختلف برای ورود آزادانه به نظام. حظی بردیم ازین منطق و اخلاق! همه اتان مثل همید اگر قدرت یابید. باری تعالی همتان را حفظ کناد ان شاء الله از برای بازی دادن مردمان این دیار.
2) چلاقی به نام دموکراسی
هر چند به زعم من نباید دموکراسی را یگانه الهه ی رهایی دانست و این عزیز وسوسه انگیز هم مشکلات خود را دارد، اما به قول "غلامرضا کاشی" ساختار غیر دموکراتیک در ایران آن چنان فشار آورده که مجبور به مطالبه ی دموکراسی شده ایم. لیکن از دموکراسی هیچش نفهمیده ایم حتی ظاهرش را، متاسفانه. دموکراسی در ایران به چلاق کودکی می ماند که هیچ کس جای دست و پایش را تشخیص نمی دهد. منبر نشنیان و تریبون به دستان می گویند دیگر چه می خواهید، مگر این همه انتخابات نمی بینید؟ اخوی آخر چه انتخاباتی، چه مجلسی، چه کشکی. رهبر به انتصاب شورای نگهبان همت می گمارد. شورا، خبرگان را انتخاب می کند (هر چند انتخاب را به مردم بیچاره منسوب می کنند) و در نهایت خبرگان نیز رهبر عزل و نصب می نماید. البته مبارک دوری است، چرا که به الهامات الهی نیز آغشته است و ما که نکته ی سربسته نمی دانیم باید خموش شویم. دلیل این مدعی انتخاب سال 68 رهبرمان بود که به اعتراف خبرگان نشینان وقت الهامی بود از جانب خدای عزوجل بر دل اکثرشان.
البته مخدوش بودن دموکراسی تنها به دوار بودن خبرگان نیست و این کج و معوجی در همه ی انتخابات و سایر شئونات دموکراسی در این مملکت ساری است. از ثبت نام کنندگان درب و داغان گرفته تا فیلترینگ شورای نگهبان و نهایتا شمارش عادلانه ی آرا. من اگر بخواهم زمانی در یکی از انتخابات این دیار کاندیدا شوم حتما با این تیپ می روم به ثبت نام خانه ی وزارت کشور تا برداشتم از دموکراسی در ایران را به تصویر بکشم: از فرنگ آمده ای که کج و چپل چلاق و ناهمگون شده و البته بعضی نقاطش مرتب و شسته رفته است. مثل نصب تبلیغات و رای دادن و ... .
چطور است؟

3) شرکت در انتخابات یا تحریم:
این بحث در آخرین انتخابات این مرز و بوم داغ بود و عده ای ایده آل نگر تریبون ها برگزار نمودند از برای مخ زنی که ایها الناس در انتخابات شرکت نکنید. اینان همیشه می خواهند خضر گونه تخته ی کشتی بشکنند تا شاید این گونه کشتی زکف حاکمان برهانند. اما این تفکر پر ز احساس در انتخابات قبل نتیجه ای نداشت جز بازگشت دوباره ارتجاعیون به حکومت. فکر می کنید اگر انتخابات با حضور کمتر از ده میلیون برگزار شود حکومتیان ککشان خواهد گزید؟ تریبون ندارند که دارند. خطیب ندارند که الی ماشاء الله و از همه ی این ها مهمتر شنونده و ره پیما ندارند که دارند تا دلتان بخواهد. مگر یک شبه در کوی دانشگاه و سایر صحنه های ظلم اندود این دیار صفحه را به نفع خود رقم نزدند و مظلوم نمایی نکردند. اینان آموخته اند عوامفریبی را، از من و تو به مراتب بهتر:
امير ظالم جاهل كه خون خلق خورد
چگونه عالم و عادل شود به قول خطيب
پس راه حل نکویی نیست این تحریم. البته نظر من بود و می توانیم بحث کنیم شاید من هم متقاعد شدم به شرکت نکردن.
و در نهایت پرداختن به ذکر چند نقل قول مرتبط:
1) به نور رای بدهید:
امامی کاشانی در خطبه های نماز جمعه: "ولي فقيه به تمام نهادهاي قانونگذار اجرايي و قضايي نور ميدهد، بنابراين راي مردم در انتخابات خبرگان به معناي راي به نور است."
2) سيدمحمدعلي ابطحي در مشهد: "شركتنكردن در انتخابات مشكلي را حل نميكند. انتخابات شوراها دومينوي جهتدهندهي حرکات سياسي است." در این هشت سال به صدق و خلوص شما نیز مردد شدیم.
3) محسن آرمین: "اگر قرار است نسيم مردمسالاري به انتخابات ما بوزد، انتخابات خبرگان آخرين انتخاباتي است كه از نسيم مردمسالاري، دموكراتيك و آزاد برخوردار خواهد شد."
با امید به فردایی بهتر ولو تا صد سال دیگر. بدرود...
25 آبان 85
1- آن شنیدی که خضر تخته ی کشتی بشکست
تا که کشتی ز کف ظالم جبار برست (مولانا – دیوان شمس)
2- سعدی – قطعات
3- حمید هم نوشته در این باب. اینجا بخونید.
۴- آرشیو موضوعی رو هم بالاخره ردیف کردم. اینجوری بهتر شد.
۵- نیک آهنگ یه طنز کوچولو راجع به حرفای احمدی نژاد راجع به ایران ۱۲۰ میلیونی نوشته. با این که دیر نوشته ولی باحاله. بخونید اینجا