تبليغاتX
گاماس

 

   پارسال پس از سخنان جنجال برانگیز مصباح یزدی در باب نقش رای مردم در حکومت اسلامی، گفتگویی را پیرامون همین موضوع در تلویزیون هما شاهد بودیم که یکی از شاگردان مصباح، برای رفع شبهات به تبیین نظریه ی استاد خود پرداخت. چند روزی است با داغ شدن بحث انتخابات خبرگان رهبری، شاهد مطرح شدن مجدد موضوع فوق هستیم. نشریه ی دانشجویی "قبس" (دانشگاه امیرکبیر) هم این هفته به این موضوع پرداخته و نظریه ی مصباح یزدی را بازگو کرده است. لب کلامشان این است که نظریه ی مصباح یزدی همان نظریه ی آیت الله خمینی است که در کتاب "حکومت اسلامی" به آن پرداخته و پس از وی نیز آیت الله خامنه ای و سایر بزرگان حوزه بر آن صحه گذاشتند.

   این نظریه به طور خلاصه می گوید: این دیدگاه تنها دیدگاهی است که با مبانی اعتقادی و فقهی اسلام و تشیع سازگار است. طبق این دیدگاه منشاء مشروعیت  نظام سیاسی، تنها خداوند متعال است (مشروعیت به معنای Legitimacy یا بر حق بودن، نه شرعی بودن)و بیعت، مقبولیت و همراهی مردم، شرط تحقق حکومت اسلامی است نه مشروعیت آن. در زمان ظهور پیغمبر و امامان معصوم، نصب شخص حاکم از طرف خداوند صورت می گرفت (نصب خاص الهی) ، زمان غیبت صغری این عمل توسط امام زمان انجام می شد که باز هم نصب خاص بود و در زمان غیبت کبری حاکم با نصب عام الهی انتخاب می شود و وظیفه ی مردم در این دیدگاه تنها کشف حاکم مطلوب شارع، به طرق مورد تایید شارع است. به بیان ساده تر، حکومت مشروع همیشه و در همه حال مشخص است و همانا حکومت الهی است که مصداق های آن توسط اسلام معین شده است و رای یا عدم رای مردم نقشی در مشروعیت حاکم و حکومت ندارد. مردم تنها می توانند حاکم مشروع و منصوب از طرف خدا را انتخاب کنند تا حکومت الهی را بر ایشان ساری و جاری گرداند.

   و این در حالی است که دموکراسی به معنای حکومت مردم بر مردم است. پس انتخابات خبرگان در واقع ابزاری است دموکراتیک (البته صرفا به دلیل election بودنش!)، برای به عرصه در آمدن حکومتی غیر دموکراتیک و الهی. تعیین و تشخیص شرایط الهی بودن حکومت نیز در آیات و روایات آمده و انطباق آن به عهده ی متشرعین و متخصصین این امر (فقها و علمای حوزه) است. پس در واقع […] .

 

   باری به هر جهت رویکرد فکری و در آینده ای نه چندان دور رویکرد عملی مصباح یزدی و اطرافیانش دیدگاه مذکور است. افرادی هم که با دیدگاه فوق مخالف اند (اصلاح طلبان)، اکثرا رد صلاحیت شده اند. تنها فرد باقیمانده، که حضورش در مجلس خبرگان مخصوصا به عنوان نفر اول و در واقع پیروزیش بر مصباحیون باعث کمرنگ شدن دیدگاه فوق می شود هاشمی رفسنجانی است. درست است که هاشمی خود شخصیتی توتالیتر و قدرت طلب است و این امر بر هیچ کس پوشیده نیست، اما در شرایط فعلی، ریاست بد بر مجلس خبرگان از حکومت بدترین ها و خطرناک ترین ها، بهتر است. به یاد انتخابات ریاست جمهوری افتادم که هر چه گلوی خود را پاره کردیم دوستان ایده آل نگرمان گوششان بدهکار نشد و انتخابات را تحریم کردند و نتیجه اش انتخاب بدتر به جای بد شد. امیدوارم به خودشان آمده باشند...

 

   در پایان بخوانید قسمتی از پاسخ سروش به بهمن پور پیرامون بحث "تشیع و چالش مردمسالاری" که پاییز پارسال و پس از سخنرانی سروش در پاریس، بین این دو نفر در گرفته بود و به دلایلی بازتاب گسترده نیافت:

 

   "... باري من و مصباح يزدي ظاهراً هم داستانيم که اسلام و تشيع موجود با دموکراسي ناسازگارند. وي مي‌گويد براي دموکراتيک شدن دست از اسلام برداريد يا مسلمان بمانيد و با دموکراسي وداع کنيد، اما من مي‌گويم لازمه اخذ دموکراسي ترک مسلماني نيست.

تمدن اسلامي تمدني فقه‌محور است و از فقه سالاري تا دموکراسي که قلبش قانون سالاري (نوموکراسي) است، فاصله چنداني نيست. مسلمانان به رعايت قانون و مقررات در حيات فردي و جمعي خود خوي گرفته‌اند و لذا با قانون‌سالاري ناآشنا نيستند. نارسايي نظام فقهي البته در اين است که تکليف‌انديش است نه حق‌انديش. و لذا داروي شفا بخش حق را بايد به اين اندام نيم مردة تکليف‌انديش، تزريق کرد تا تندرستي و چالاکي دموکراتيک پيدا کند و جامة عدالت امروزين (که بر مدار حقوق بشر مي‌گردد) بر قامتش راست آيد و توازني مطبوع و مطلوب ميان حق و تکليف برقرار کند. و اين بسي فاصله دارد با آرمان خيال‌‌انديشانه کساني که خواهان استخراج دموکراسي از متن تعليمات اسلامي‌اند."

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 10:19  توسط محسن  | 

 


FREE Hit Counters!