تبليغاتX
گاماس

 

پیش نوشت:

 

   اگه دنبال کرده باشین، در پست های "در حیرت مذهب" مقدمه ی کتابی رو طی هشت قسمت (خسته کننده) آوردم. بعضی دوستان گفتن کاش به جای این کار کلش رو یه جا با یه فایل می آوردم تا هرکس هر وقت تونست بخونه. اگه کسی نتونسته کلشو بخونه اینجا گذاشتمش.

   اما هدفی که از آوردن این مقدمه داشتم دغدغه های ذهنی خودم بود و این که خیلی جاهای مقدمه – چه از زبان نویسنده چه از زبان دوستان وی – به این دغدغه ها نزدیک بود. امروز نمی خوام مقدمه رو جمع بندی کنم، چه خودش جمع و جور و مانع و جامع به نظر می رسید.

   می خوام دغدغه هامو از زبون خودم بنویسم و البته با کمک مطالبی از چند کتاب و سخنرانی که در انتها پی نوشتشون می کنم:

 

در جستجوی حقیقت – قسمت اول

 

   "در جستجوی حقیقت" مسئله ای است غامض، معتنی به و به قدمت تاریخ بشریت. دعوا، دعوای عقل و عشق است. نزاع بر سر پرسشگری و ایمان است. جنگ، جنگ ابوسعید ابوالخیر و ابن سیناست. و این مسئله نه تنها در طول تاریخ علم و فلسفه کمرنگ تر نشده، بلکه هم چنان جزء مهمترین چالش های ذهنی انسان قرن بیست و یک نیز هست (در پست های قبلی به وضوح شاهدش بودیم.)

   و این موضوع تا وقتی محتوا، پدیده های علمی است و قابل آزمایش، و یا عقلانی و قابل سنجش، مورد بحث نیست یا اگر هست پایه ها و روش هایی برای شناخت حقیقت در این سیطره وجود دارد و به مسایل این ورطه قطعیت بخشیده اند.

   اما مسئله ی بغرنج درست از زمانی شروع می شود که پای پدیده های غیر عقلی و غیر منطقی (پدیده هایی که با منطق قابل ارزیابی نیستند) و غیر علمی (پدیده هایی که در آزمایشگاه ها قابل بررسی نیستند) به میان می آیند: تجربه ی شخصی، امر مینوی و الهی یا به تعبیری عشق حقیقی.

 

   دیدگاه اثبات گرایانه (پوزیتیویستی) بر این باور است که هر چه در قلمرو علم تجربی نگنجد در زمره ی مجهولات و مبهمات است و ازین منظر واژه ی "علمی" معادل "درست و حقیقی" است و "غیر علمی" مفهومی جز "نادرست و خرافی" منتقل نمی کند.

   اما در دیدگاه های غیر پوزیتیویستی، حقیقت معنای گسترده تری از علم و عقلانیات می یابد. حقیقت را در امور ماورایی نیز می توان جست. حقیقت چیزی است ماورای عقل و علم و این ها نیز موجودیت خود را ازو می گیرند.

   مولوی که این دیدگاه را زندگی می کرده می گوید:

 

خرده کاری های علم هندسه   یا نجوم و علم طب و فلسفه

که تعلق با همین دنیی ستش   ره به هفتم آسمان برنیستش

این همه علم بنای آخور است   که عماد بود گاو و اشتر است

بهر استبقای حیوان چند روز   نام آن کردند این گیجان رموز

علم راه حق و علم منزلش   صاحب دل داند آن را با دلش

 

   البته می توان دیدگاهی میانی نیز قایل شد و به هر دو نوع حقیقت اصالت بخشید اما هیچ کدام را قائم به دیگری ندانست و حقیقت را در هر دو مسیر متکثر دانست و پی هر یک را جداگانه گرفت.

 

   این که کدام دیدگاه را برگزینیم، به عوامل مختلف می تواند بستگی داشته باشد. بسته به طبع، فرهنگ، محیط، استعداد و ... انسان های مختلف دیدگاه های متفاوت بر می گزینند. از طرفی چون مسئله و دغدغه ای که عنوان شد درست از جایی بود که دیگر عقل و حواس به کار نمی آیند، به زعم من دعواهای عقلانی میان این دیدگاه ها جزو بیهوده ترین تلاش های بشر است. اگر بر شما تجربه ای شخصی حادث شود، نه شما می توانید با عقل یا آزمایش ثابت کنید آن تجربه بر گرفته از امری الهی بوده، نه آنان که به این امور اعتقادی ندارند می توانند ثابت کنند که نبوده. در واقع ابزاری برای این کار وجود ندارد. اگر بخواهیم حقیقت را در امور ماورایی جستجو کنیم تنها باید ایمان بیاوریم. ایمان هم با اعتقاد متولد نمی شود. یعنی این طور نیست که کسی در این امور با استدلال به چیزی اعتقاد پیدا کند بعد برش ایمان یابد. بلکه ابتدا ایمان ظهور می کند (از چه طریق، نمی دانم! شاید یک اتفاق ساده و شخصی، شاید شنیدن آن اتفاق از زبان کسی و پذیرفتنش. فقط می دانم یک حادثه است و یک لحظه) سپس عقل بشر بر توجیه آن ایمان تلاش و تقلا می کند که تلاشی است بیهوده. ایمان را تنها می توان توصیف نمود یا به سختی بازگو کرد. اما نمی توان اثباتش کرد. چه اگر اثبات کردنی بود پوزیتویستی باقی نمی ماند و همه مومن به حقیقتی ماورایی می شدند.

   می خواهم وارد بحث جستجوی حقیقت از منظر دیدگاه دوم (ایمانیان) شوم. باز تاکید می کنم! این بحث قابل تامل است و قابل بحث، اما برای اثبات این نظریات – اگر معتقد به این دیدگاه اید – و یا ردش – اگر پوزیتیویست اید - تلاشی نکنید و فقط حرف های همدیگر را بشنوید. و البته جایی برای ایمان آوردن باقی بگذارید و یا جایی برای ترک آن و تنها متکی شدن به عقلانیت. ... ادامه دارد.

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 13:51  توسط محسن  | 

 


FREE Hit Counters!