چند مدت پیش مطلبی رو با عنوان "چرا مسلمانان عقب افتاده اند" در روزآنلاین خوندم که البته بیشتر عقب افتادگی مسلمانان رو با آمار و ارقام به تصویر کشیده بود تا این که بخواد به این سوال جواب بده. با هم گوشه هایی از اون مطلب رو می خونیم و بعد در مورد جواب این سوال بحث می کنیم:
« توليد ناخالص ملی ٥٧ كشور اسلامی بر روی هم زير ٢ تريليون دلار است. آمريكا به تنهايی كالاها و خدماتی به ارزش ٤/١٠ ، چين ٧/٥، ژاپن ٥/٣ و آلمان ٢/١ تريليون دلار توليد میكنند. حتی توليد ناخالص هند حدود ٣ تريليون دلار بر آورد میشود.
مسلمانها ٢٢ درصد جمعيت جهان را تشكيل میدهند و كمتر از ٥ درصد توليد ناخالص ملی جهان به حساب آنها گذارده میشود. حتی آنچه نگران كنندهتر است اين كه توليد ناخالص كشورهای اسلامی به نسبت در صد توليد ناخالص جهانی درحال كاهش است و به نظر میرسد كه وضعيت كشورهای عربی از ديگران بدتر باشد. مطابق با گزارش سازمان ملل در بارة توسعة كشورهای عربی نيمی از زنهای عرب بیسواد هستند. از هر ٥ نفر عرب يك نفر با كمتر از روزی ٢ دلار زندگی میكند. فقط ١ درصد از جمعيت كشورهای عربی دارای رايانه شخصی هستند و فقط نيم درصد از اينترنت استفاده میكنند. ١٥ درصد از نيروی كار كشورهای عربی بیكار هستند و به نظر میرسد كه تا سال ٢٠١٠ اين تعداد دو برابر شود. ميانگين نرخ رشد سرانه در آمد طی ٢٠ سال گذشته در كشورهای عربی فقط نيم در صد در سال است. اين مقدار كمترين مقدار رشد در سراسر جهان به استثنای آفريقای زيرصحرايی است.
فقير ترين كشورهای جهان شامل اتيوپی، سريلانكا، سيرالئون، افغانستان، كامبوج، سومالی، نيجريه، پاكستان و موزامبيك است. حد اقل شش فقير ترين كشور جهان كشورهايی هستند اكثريت جمعيت آنها را مسلمانها تشكيل میدهند. نتيجه آن كه مسلمانان جهان را بايد در ميان فقيرترين فقرای جهان يافت.
٥٧ كشور مسلمان دارای ميانگين ١٠ دانشگاه در هر كشور هستند. در مجموع برای ٤/١ ميليارد انسان كمتر از ٦٠٠ دانشگاه وجود دارد. هند و ايالات متحده آمريكا هر كدام به ترتيب دارای ٨٤٠٧ و ٥٧٨٥ دانشگاه هستند. از ميان ٤/١ ميليارد مسلمان عبدالسلام و احمد زویل تنها کسانی هستند كه موفق به دريافت جايزهی نوبل در فيزيك و شيمی شدهاند. عبدالسلام كارهای علمی و تحقيقاتی خود را در ايتاليا و بريتانيا انجام داده بود و احمد زويل در موسسهی تحقيقاتی تكنولوژی كاليفرنيا. دكتر عبدالسلام حتی در كشور خودش پاكستان به عنوان مسلمان مورد قبول عامه نيست.
اما واقعاً كار از كجا خراب شده است؟ مسلمانها فقير، بیسواد و ضعيفاند. چگونه چنين شده است؟ تشخيص دقيق بيماری از اين جهت بسيار اهميت دارد كه تجويز نسخة درست نيز به آن وابسته است. كدام يك از اين دو تشخيص درست است:
١ ـ مسلمانها فقير، بیسواد و ضعيفاند زيرا آنها ميراث آسمانی اسلامی خود را ترك كردهاند. آنها بايد به گذشته واقعی يا تصوری خود بازگردند.
٢ ـ مسلمانها فقير، بیسواد و ضعيفاند زيرا آنها با گذشت زمان خود را تغيير ندادهاند. »
( فاروغ سلیم – روزآنلاین 15 دی 1384 )
اما در مورد جواب به این سوال:
من فکر می کنم یک جامعه برای اینکه فقیر، بی سواد و ضعيف نماند و پیشرفت کند نیاز به دو چیز دارد:
1 - قوانینی که متضمن رشد و پیشرفت جامعه باشد
2 - اجرای این قوانین
حال با توجه به آمار و گزارش های ذکر شده - که درست هم به نظر می رسند - اگر قبول کنیم که مسلمانان فقیر، بی سواد و ضعیف اند پس علت را باید در بر آورده نشدن یکی از دو نیاز بالا جست. اگر بخواهیم از منظر نیاز اول به قضیه نگاه کنیم خواهیم دید که قوانین حاکم بر کشورهای اسلامی معجونی از احکام سنتی و شرعی از یک سو و قوانین مدرن از سوی دیگرند. به عنوان مثال در زمینه اقتصادی قانون مالیات و احکام خمس و زکات هر دو وجود دارند. پس اگر ضعف را در زمینه قانون بدانیم و بپذیریم که کشورهای پیشرفته - که همگی غیر مسلمانند - با کنار گذاشتن احکام سنتی و تکیه بر قوانین مدرن به اینجا رسیده اند نتیجه می گیریم که راز عقب ماندگی مسلمانان به خاطر قوانین حاکم بر جامعه آنهاست. اما احتمال دومی هم وجود دارد و آن این که مشکل دیگر مسلمانان اینست که به قوانین جامعه خود – خواه احکام شرعی باشند خواه قوانین مدرن – عمل نمی کنند کما این که در کشور خود شاهدیم که افراد نه مالیات می پردازند نه خمس و زکات.
به نظر من علت هر دو این هاست : از طرفی قوانینی داریم که یا متعلق به جامعه عرب 1400 سال پیش است و به اقتضای زمان بروز نشده اند یا متعلق به جوامع پیشرفته که به اقتضای مکان عوض نشده اند، و قوانین در خور جوامع فعلی مسلمان تدوین نشده اند که علت هم ضعف مدیریتی و جامعه شناختی ماست. از طرفی دیگر مردمی هستیم که به همین قوانین نیز پایبند نیستیم و به نظر می رسد حتی اگر قوانین کاملا مناسب با جامعه تدوین شوند به آن ها نیز عمل نخواهیم کرد، کاری که مردم جوامع غرب بعد از رنسانس کردند و نتیجه اش را هم دیدند در این قسمت علت ضعف فرهنگی ماست.
نظر شما چیه؟ شما هم این علل رو قبول دارید؟ چه عوامل دیگه ای رو دخیل می دونید؟ و در نهایت راهکار حل این مشکلات و کمبودهای "مدیریتی" و "فرهنگی" رو چی می دونید؟ کامنت بگذارید اگر هم طولانیه میل کنید.
